پر از حجم خالی سکوتم
یک خط در میان این زندگی گم میشوم
گویا سرنوشت زندگی مرابه کودکی بیسواد نگاشته است
پر ازغلط...پر ازاشتباهات جوهری...
حتی اشک هایم نمیتوانند پاکشان کند
تو میدانی ته قصه من ودلم چه میشود؟
مث همه قصه ها آخری خوش دارد؟
یا این که با کلی سوال بی جواب به پایان میرسد؟
کاش میدانستم ته قصه ام را...
گم شده ام در لابه لای این صفحات سیاه وسفید
تندتند ورق بزن کتاب زندگی ام را
مرا نخوان فقط ورق بزن تا ناخوانده به پایان برسم
میخواهم به اخر برسم
خسته ام از این همه رازهای ندانسته...
مرا به پایان برسان...
مرا به پایان برسان...
نظرات شما عزیزان:
|